تبليغاتX
ازاد

ازاد

دوستم نداشت دروغ ميگفت

هر بار که بسراغم می آمد با گريه ميگفتم راستش را بگو اگر مهر بديگری داری ترا می بخشم .

و بار خنده ای ميکرد و ميگفت جز تو مهر بکسی ندارم. تا اينکه يکروز با گريه بسراغم آمد . گفت مرا ببخش بتو دروغ گفتم . دل بديگری دارم.

خنده تلخی کردم و گفتم من هم بتو دروغ گفتم

ترا نمی بخشم !!!!!

برگرفته از:

http://royaye-khiseman.blogfa.com/

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 11:23 توسط سحر |


 

دارم دق میکنم تحمل ندارم

 

دیگه خسته شدم دارم کم میارم

 

دلم تنگ شده و دیگه نا ندارم

 

همش فکر توام همش بی قرارم

 

دیگه اشکی برام نمونده که بخوام

 

برات گریه کنم فدای تو چشام

 

دلم داره واسه تو پرپر می زنه

 

تو رفتی و هنوز خیالت با منه ...

 

بدون تو کجا برم کناره کی بشینم

 

تو چشای کی خیره شم خودم رو توش ببینم

 

تو که نیستی به کی بگم چشاش و روم نبنده

 

به کی بگم یکم نازم کنه نازم کنه که بم نخنده

 

بون تو با کی حرف بزنم دردت بجونم

 

تو این دنیا به عشق کی به شوق کی بمونم

 

به جون چشمات از تمومه این زندگی سیرم

 

تو که نیستی همش آرزو می کنم بمیرمممممممممم

 

..................

برگرفته از:

http://sinderella-atefeh.blogfa.com/

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388 10:15 توسط سحر |



کنار هر قطره اشکم هزار خاطره دفنه

اینقدر خاطره داری که گویی قد یک قرنه

گلوم می سوزه از عشقت عشقی که مثل زهره

ولی بی عشق تو هردم خنده با لبهای من قهره

 

درسته با منی اما به این بودن نیازارم

تو که حتی با  چشماتم نمی گی آه دوست دارم

اگه گفتی دوست دارم فقط بازی لبهات بود

وگرنه رنگ خودخواهی نشسته توی چشمات

 

هر چی عشقه توی دنیا

من می خواستم مال ماشه

اما تو هیچ وقت نذاشتی

بینمون غصه نباشه

فک می کردم با یه بوسه

با تو هم خونه می مونم

نمی دونستم نمی شه

اخه بی تو نمی تونم

گله می کنم من از تو

از تو که این همه بی رحمی

هزار بار مردم از عشقت

تو که هیچ وقت نمی فهمی

 

چشام همزاد اشک و خون دلم همسایه آهه

زمونه گرگ و عشق تو شبیه مکر روباهه

شدم چوپان ساده لوح کنار گله احساس

چه رسمی داره این گله سر چنگال گرگ دعواست

تو اینقدر خواستنی هستی که این گله نمی فهمه

اگه لبخند به لب داری دلت از سنگ و بی رحمه

ببخش خوبم اگه این عشق حیله ی تو رو رو کرد

نفرین به دل ساده  که به چنگال تو خو کرد

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 12:38 توسط سحر |


از یک عاشقِ شکست خورده پرسیدم:

بزرگ ترین اشتباه؟

گفت: عاشق شدن...

گفتم: بزرگ ترین شکست؟

گفت: شکستِ عشق...

گفتم: بزرگ ترین درد؟

گفت: از چشمِ معشوق افتادن...

گفتم: بزرگ ترین غصه؟

گفت: یک روز چشم های معشوق رو ندیدن...

گفتم: بزرگ ترین ماتم؟

گفت: در عزای معشوق نشستن...

گفتم: قشنگ ترین عشق؟

گفت: شیرین و فرهاد...

گفتم: زیباترین لحظه؟

گفت: در کنارِ معشوق بودن...

گفتم: بزرگ ترین رویا؟

گفت: به معشوق رسیدن...

پرسیدم: بزرگ ترین آرزوت؟

اشک توی چشماش حلقه زد و با نگاهی سرد گفت:

مرگ....

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 12:38 توسط سحر |


نمی دانی چه دلتنگم 

چه بی تابم چه غمگینم 

چه تنهایم

 تو را هر شب صدا کردم

 نمی بینی

 نمی خوابم

 بیا تا باورت گردد 

که بی تو کمتر از خاکم

 ولی با تو به افلاکم

 بیا با آرزوهایم بسازم خانه ای در دل 

سراغم را نمی گیری مگر بیگانه ای با من؟

برگرفته از:

http://khansarpatogh.blogfa.com/


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 12:30 توسط سحر |


در دادگاه عشق:

قسمم قلبم بود

وکیلم دلم

وحضارجمعي از عاشقان و دلسوختگان

قاضي نامم را بلند خواند وگناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد!

پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ

كنار چوبه ي دار از من خواستند آخرين خواسته ام را بگويم

و من گفتم به تو بگويند كه:

                                دوستت دارم

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 12:52 توسط سحر |


درد عشقی کشیده ام که مپرس               

            زهر عشقی  چشیده ام که مپرس

گشته ام در جهان و آخر کار                 

                دلبری بر گزیده ام که مپرس

آنچنان در هوای خاک دوش              

                  سخنانی شنیده ام که مپرس

سوی من لب چه میگزی که مگوی 

                      لب لعلی گزیده ام که مپرس

 بی تو در کلبه ی گدایی خویش      

                رنجهایی کشیده ام که مپرس

            همچو حافظ غریب در ره عشق      

            بمقامی رسیده ام که مپرس  

برگرفته از:

http://ghzale.blogfa.com/    

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 12:31 توسط سحر |


سلام

عید همگیتون مبارک

شاد باشید و پیروز

با امید موفقیت

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388 8:30 توسط سحر |


 

بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟

دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی؟

آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو

زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی؟

هر چه می خواهیم – آری – از همین امروز

از همین امروز ، مال ماست ، می دانی؟

گرچه من ، یک عمر همزاد عطش بودم

روح تو ، هم – سایه دریاست می دانی؟

دوستت دارم!» - همین ! – این راز پنهانی

از نگاه ساکتم پیداست ، می دانی؟

عشق من ! – بی هیچ تردیدی – بمان با من

عشق یک مفهوم بی « اما» ست ، می دانی؟

بر گرفته از:

http://halsa.blogfa.com/

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 9:9 توسط سحر |


بزرگی را گفتند زندگی چندبخش است؟گفت دو بخش!پیری و کودکی!!!گفتند پس جوانی چه شد؟گفت:با عشق ساخت،با بی وفایی سوخت،با جدایی مرد!

برگرفته از:http://saeedreza-saman.blogfa.com/

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 19:2 توسط سحر |


  پس از مردن چه خواهم شد نمی دانم

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم که ازخاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

که او یکریز و پی درپی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان آشفته و آشفته تر سازد

و گیرد او بدین ترتیب تاوان سکوت و انتقام و اختناق مرگبارم را.

برگرفته از:

http://www.solmamali.blogfa.com/

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 12:32 توسط سحر |



اگر تنها ترین تنها شوم
باز هم
خدا هست
او جانشین
تمام نداشته های من است...
برگرفته از:

http://tarannomemehr.blogfa.com/

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387 10:3 توسط سحر |



عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی . اما دوست داشتن پیوندی است خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال .عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سر زند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد ، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می یابد ......

 

همیشه معلم زندگیم..دکتر شری

برگرفته از:..http://tarannomemehr.blogfa.com/

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387 10:1 توسط سحر |



اگر خیال داری دوستم بداری همینک دوستم بدار
 

اکنون که زنده ام...

صبر نکن تا بمیرم...

بدان که آنوقت هرگز صدایت به گوشم نخواهد رسید

ومجبور می شوی حرف های نا گفته قلب ساده ات را در فراسوی یه مشت

خاکسترسرد پنهان کنی

پس اگرذره ای عشق من در دلت ماوا دارد

اگر دوستم داری بگذار زنده بمانم

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387 17:20 توسط سحر |


کاش میشد یواشکی کتاب زندگی رو ورق زد بعد از لاش میشد خوند آخر این قصه به کجا میرسه؟؟؟

 

 کاش می شد فهمید که چی در انتظار ما هست؟؟

 

کاش این یه قصه شیرین باشه ....

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387 14:28 توسط سحر |


بی خیال

ميسپارم دل به دريا بي خيال

مي شمارم لحظه ها را بي خيال

مي کشم بر دفتر نقاشي ام

نقش ها ي زشت وزيبا بي خيال

گاه مي سازم براي روح خود

نردباني تا ثريا بي خيال

 بي خيالم با خود اما با تو من

 حر فهايي دارم اما بي خيال

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387 14:23 توسط سحر |


براستی که در آغوش کشیدنی ساده می تواند

 احساسی پاک و ماندنی در دیگران ایجاد کند

در هر کجا و با هر زبان

 در آغوش کشیدن،نیازی به اسباب و لوازم ندارد

 تنها دستانت را بگشا و قلبت را نیز هم....

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 18:45 توسط سحر |


 

یاد تو هر تنگ غروب 

تو قلب من میکوبه

سهم من از با تو بودن

غم تلخ غروبه

غروب همیشه واسه من

نشونی از تو بوده

برام یه یادگاریه

جز اون چیزی نمونده

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 18:42 توسط سحر |


 

اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی!
اگر روزی تهدیدت کردند، بدان در برابرت ناتوانند!
اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست!
اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 18:40 توسط سحر |


اي نسيم سحر آرامگه يار كجاست ؟
                                                               منزل آن مه عاشق كش عيار كجاست ؟
شب تار است و ره وادي ايمن در پيش
                                                               آتش طور كجا موعد ديدار كجاست ؟
هر كه آمد به جهان نقش خرابي دارد
                                                               در خرابات بگوييد كه هوشيار كجاست ؟
آنكست اهل بشارت كه اشارت داند
                                                               نكتها هست بسي محرم اسرار كجاست ؟

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387 19:17 توسط سحر |



با نبودت کسی ویرون نمیشه

 

با نبودت کسی حیرون نمیشه

 

قسم راست و دروغت دیگه معنا  نداره

 

حرف یا مفت تو دیگه تو دلم جا  نداره

 

فکر میکردی تو نباشی من میمیرم

 

این دفعه تو بد اوردی من که میرم

 

تو خودت مگه نگفتی من حقیرم؟

 

تو خودت مگه نگفتی من اسیرم؟

 

خوب برو راهت که بازه

 

خوب برو جاده درازه

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 19:5 توسط سحر |


من اگه نباشم کی واسه همیشه تو رو می پرسته

کی برات می میره کی نمیشه خســــــته

کی تو رو میذاره روی دوتا چشـــماش

کی اگه نباشی میگیره نفســهاش

من اگه نباشم، من اگه نباشــم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 19:0 توسط سحر |


خيلي سخته که وقتي دل سنگي بهت بگه دلت مثل آهن مي مونه خيلي سخته که وقتي هميشه با پاکي به کسي فکر مي کني بهت شک کنه خيلي سخته وقتي بهت بگن بي عاطفه اي در حالي که قلبت سرشار از احساسه خيلي سخته خيلي به خدا سخته خيلي سخته وقتي کسي حرفاتو باور نکنه کسي حاظر نباشه به خاطر تو کوتاه بياد اگه هم تو کوتاه بياي بهت بگه تو داري تحملم مي کني...

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 9:54 توسط سحر |


براش بنويس دوستت دارم آخه ميدوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفهاشونو از ياد ميبرن ولي يه نوشته , به اين سادگيها پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس .. تو ... بنويس...

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386 10:23 توسط سحر |


ولنتاین فقط بها نه ای است تا بیشتر از هر روز و بهتر از دیروز بگویم که :
دوستت دارم ای یگا نه ترین
دوستت دارم ای صمیما نه ترین
دوستت دارم ای بها نه ترین
دوستت دارم ای شاعرا نه ترین
دوستت دارم ای آشنا ترین
دوستت دارم ای تمام دل من تب آلوده ی شرجی چشم تو.
دوستت دارم ای تبسم صبح
ای نسیم سحر
ای هوای تو آیینه تر.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 13:7 توسط سحر |


وشما:

ای گوش هایی که تنها گفتن های کلمه دار می شنوید!!!
پس از این جز سکوتی نخواهم گفت.

و شما:
ای چشم هایی که تنها صفحات سیاه را می خوانید!!!
پس از این جز سطور سپید نخواهم نوشت.

و شما:
ای کسانی که هر گاه حضور دارم بیشترم تا آنگاه که غایبم...
پس از این مرا کمتر خواهید دید!
!!

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 17:11 توسط سحر |


  

بر گرفته از:

http://tookashakiba.blogfa.com/

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 2:45 توسط سحر |


دردم را به كه گويم ؟


خواستم با نسيم بگويم ،سر گرم چمن بود .


خواستم بنشينم كنار دريا ،سر صحبت را باز كنم،با ساحل غرق گفتگو بود،


پيچك ناز مي كرد بر سپيداري كه بر تنه اش پيچيده بود و .....................


خواستم با تو بگويم اما در خلوتت صداي غريبه اي را شنيدم .


درد خود را نگاه خواهم داشت ،شايد اين سوختن خوشتر از آن افروختن باشد

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 1:36 توسط سحر |


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 1:27 توسط سحر |


توی اتاق رختكن كلوپ گلف ، وقتی همهء آقایون جمع بودند یهو یه موبایل روی یه نیمكت شروع میكنه به زنگ زدن. مردی كه نزدیك موبایل نشسته بود دكمهء اسپیكر موبایل رو فشار میده و شروع می كنه به صحبت. بقیهء آقایون هم مشغول گوش كردن به این مكالمه میشن…
مرد: الو؟
صدای زن اونطرف خط: الو سلام عزیزم. تو هنوز توی كلوپ هستی؟
مرد: آره.
زن: من توی فروشگاه بزرگ هستم. اینجا یه كت چرمی خوشگل دیدم كه فقط ۱۰۰۰ دلاره. اشكالی نداره اگه بخرمش؟
مرد: نه. اگه اونقدر دوستش داری اشكالی نداره.
زن: من یه سری هم به نمایشگاه مرسدس بنز زدم و مدلهای جدید ۲۰۰۶ رو دیدم. یكیشون خیلی قشنگ بود. قیمتش ۲۶۰۰۰۰ دلار بود.
مرد: باشه. ولی با این قیمت سعی كن ماشین رو با تمام امكانات جانبی بخری.
زن: عالیه. اوه… یه چیز دیگه… اون خونه ای رو كه قبلا” میخواستیم بخریم دوباره توی بنگاه گذاشتن برای فروش. میگن ۹۵۰۰۰۰ دلاره.
مرد: خب… برو تا فروخته نشده پولشو بده. ولی سعی كن ۹۰۰۰۰۰ دلار بیشتر ندی.
زن: خیلی خوبه. بعدا” می بینمت عزیزم. خداحافظ.
مرد: خداحافظ.
بعدش مرد یه نگاهی به آقایونی كه با حسرت نگاهش میكردن میندازه و میگه: كسی نمیدونه كه این موبایل مال كیه؟!
نتیجهء اخلاقی: هیچوقت موبایلتونو جایی جا نذارین

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی 1386 3:6 توسط سحر |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

ما شا خه اي از ايل شقايق هستيم
با دردسر عشق موافق هستيم
از پرده چرا سخن بگويم حاشا
بگذار بدانند که عاشق هستيم


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

هفته سوم شهریور 1388

هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386


آرشیو موضوعی

عشقولانه
سرگرمی


پیوندها

ehsaneasemoni
ahayashegha
reza-hamsafar
pictures-love
humahyar
برای دلم
I LOVE U
شقایق
ستاره عزیز
عشق=مرگ
ریحانه عزیز
اشک ستاره
dgesmaeil
به نام تک نوازنده گیتار عشق
گنج7 دریا
عاشق شیراز
عشق من و تو
در انتظار عشق
هر چه می خواهد دل تنگت بنویس
با حاله یه سر بزن
در تنهایی سخن گفتن چه زیباست
شب عشق
تلاطم
›››---يه-وبلاگ-توپ----›
I LOVE YOU NEDA(ندا ستاره قلب تنهای من)
رسم زمونه
دوست دارم بهت بگم دوست دارم
راز باران پاییزی
باخت شادي
معجزه زندگی من


    تعداد بازديدها:

JavaScript Codes

JavaScript Codes